تعهد تا کجا؟؛ بررسی قرآنیِ پایانِ تعهد در برابر دشمنِ پیمان‌شکن

«تا چه زمانی در مقابل دشمن متعهد باشیم؟؛ از «أَوْفُوا بِعَهْدِی» تا «قاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ»»

هدف از این پژوهش، پاسخ به پرسش «تا چه زمانی در مقابل دشمن متعهد باشیم؟» بر اساس آیات قرآن، تفاسیر معتبر و سیرهٔ آقای شهید ایران است تا نشان دهد که وفاداری به پیمان تا زمانی اعتبار دارد که طرف مقابل به تعهدات خود پایبند باشد، اما به محض نقض آشکار پیمان و تجاوز، مسلمانان از هرگونه تعهدی آزاد شده و وظیفهٔ الهیِ مقابله با پیمان‌شکنان را پیدا می‌کنند.
11 ساعت و 20 دقیقه پیش
تخمین زمان مطالعه:
نویسنده : قربان منتظمی
موارد بیشتر برای شما
«تا چه زمانی در مقابل دشمن متعهد باشیم؟؛ از «أَوْفُوا بِعَهْدِی» تا «قاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ»»

مقدمه:

بیان مسئله:
یکی از پرسش‌های اساسی در عرصهٔ روابط بین‌الملل و مواجهه با دشمنان، تعیین مرزهای تعهد و پایبندی به پیمان‌هاست. از یک سو، اسلام بر وفای به عهد و پایبندی به پیمان‌ها، حتی با دشمنان، تأکید کرده و آن را نشانهٔ تقوا و خردمندی دانسته است.
 
 از سوی دیگر، در شرایطی که طرف مقابل به تعهدات خود خیانت کرده و پیمان را نقض می‌کند، آیا مسلمانان همچنان به تعهدات خود پایبند می‌مانند یا اینکه از هرگونه تعهدی آزاد می‌شوند؟ قرآن کریم در آیاتی مانند آیهٔ ۴ سورهٔ توبه، این مسئله را به روشنی تبیین کرده و با بیان دو شرط اساسی برای بقای پیمان، مرز تعهد را ترسیم نموده است.
 
همچنین آیهٔ ۱۲ سورهٔ توبه با فرمان «قاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ» و تأکید بر «لا أیمان لهم»، پایان تعهد در برابر پیمان‌شکنان را اعلام می‌کند. ازاین‌رو، این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که: «تا چه زمانی در مقابل دشمن متعهد باشیم؟» و مرزهای تعهد و پایان آن را بر اساس آموزه‌های قرآنی و سیرهٔ آقای شهید ایران بررسی می‌کند.
 
 ضرورت مسئله:
با توجه به شرایط حساس کنونی و نقض مکرر آتش‌بس توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و لبنان، و همچنین حمایت همه‌جانبهٔ آمریکا از این تجاوزات، این پرسش بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند که آیا مسلمانان همچنان به پیمان‌های خود با چنین طرف‌هایی پایبند باشند یا اینکه بر اساس آموزه‌های قرآنی، این پیمان‌ها فاقد اعتبار شده و وظیفهٔ الهی، مقابله با پیمان‌شکنان است.
 
همچنین، شناختِ دقیقِ مرزهای تعهد در قرآن و سیرهٔ آقای شهید ایران، می‌تواند به عنوان یک الگوی عملی برای مواجههٔ هوشمندانه با دشمنانِ پیمان‌شکن مورد استفاده قرار گیرد. ضرورت این پژوهش، تبیینِ تکلیفِ شرعی و عقلیِ مسلمانان در برابر دشمنانی است که پیمان‌شکنی را به عنوان یک روشِ استراتژیک در پیش گرفته‌اند.
 
 
 اهداف مقاله:
هدفِ اصلی این نوشتار، تبیینِ مرزهای تعهد در برابر دشمن بر اساس آیات قرآن و سیرهٔ آقای شهید ایران است و پاسخ به پرسش «تا چه زمانی در مقابل دشمن متعهد باشیم؟» می‌باشد.
 
این مقاله می‌کوشد تا با بررسی آیات ۴ و ۱۲ سورهٔ توبه، تفاسیر معتبر، پیشینهٔ تاریخی و شرایط جنگی کنونی، نشان دهد که وفاداری به پیمان تا زمانی اعتبار دارد که طرف مقابل به تعهدات خود پایبند باشد و از یاریِ دشمن خودداری کند؛ اما به محضِ اثباتِ نقضِ پیمان و تجاوز، مسلمانان از هرگونه تعهدی نسبت به پیمان‌شکنان آزاد می‌شوند و وظیفهٔ الهیِ مقابله با آنان را پیدا می‌کنند.
 
همچنین، این مقاله با استناد به سیرهٔ آقای شهید ایران، تعهد هوشمندانه را به عنوان الگویی عملی برای مواجهه با دشمنانِ پیمان‌شکن معرفی می‌نماید.
 

«تا چه زمانی در مقابل دشمن متعهد باشیم؟؛ از «أَوْفُوا بِعَهْدِی» تا «قاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ»»

بخش اول: وفای به عهد و تعهد در برابر دشمن (بر اساس آموزه‌های قرآنی و سیرهٔ آقای شهید ایران)

🔹 اصل وفاداری به پیمان؛ حتی با مشرکان
خداوند در آیهٔ ۴ سورهٔ توبه، مسلمانان را به پایبندی به پیمان با مشرکانی که وفادار مانده‌اند، فرمان می‌دهد. این نشان می‌دهد که وفای به عهد، یک اصلِ اخلاقی و الهی است که حتی با غیرمسلمانان نیز باید رعایت شود.
 
توضیح تکمیلی: این آیه، یکی از مهم‌ترین اصولِ روابطِ بین‌الملل در اسلام را ترسیم می‌کند. خداوند در این فرمان، مسلمانان را به وفاداری کامل نسبت به پیمان‌هایی که با مشرکان بسته‌اند، دعوت می‌کند، اما این وفاداری مشروط به دو شرط اساسی است:

اول اینکه مشرکان چیزی از تعهدات خود نسبت به مسلمانان فروگذار نکنند و دوم اینکه هیچ‌یک از دشمنان را بر ضد مسلمانان یاری نرسانند.این آیه، نشان می‌دهد که اصلِ وفای به عهد در اسلام، آن‌قدر مهم است که حتی با مشرکان نیز باید رعایت شود، مگر اینکه خودِ آنان، پیمان را نقض کنند.
 
نکتهٔ کلیدی در تفسیر «نور» این است که اعلام برائت و مبارزه، تنها شامل مشرکانِ پیمان‌شکن و توطئه‌گر می‌شود؛ اما کسانی مانند «بنوضمره» و «بنوخزیمه» که وفادار ماندند، مشمول این آیه هستند و پیمانشان محترم است.
 
🔹 معیارهای پیمان‌داری و پیمان‌شکنی
آیه، دو معیارِ روشن برای تداومِ پیمان معرفی می‌کند:

۱. «ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکُمْ شَیْئًا» یعنی چیزی از تعهداتِ خود نسبت به شما فروگذار نکرده‌اند. (۱)
۲. «وَلَمْ یُظَاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَدًا» یعنی هیچ‌کس را در برابر شما یاری نکرده‌اند. (2)
 
اگر این دو شرط باقی باشد، پیمان، معتبر است و باید تا پایانِ مدت، به آن وفادار بود. اما به محضِ نقضِ هر یک از این دو شرط، پیمان، اعتبارِ خود را از دست می‌دهد. در تفسیر نور آمده است که «کسى‌که دشمن شما را یارى کند، دشمن شماست»؛ زیرا یاریِ دشمن، جزءِ شروطِ پیمان بوده و نقضِ آن، به معنای خروج از پیمان است.
 
توضیح تکمیلی: این دو شرط، به روشنی نشان می‌دهند که وفاداری به پیمان، یک رابطهٔ دوطرفه است. تا زمانی که طرف مقابل، به تعهداتِ خود عمل کند و از یاریِ دشمنانِ ما دست بکشد، پیمان، معتبر و پابرجاست.
 
 اما به محضِ اینکه یکی از این دو شرط، نقض شود، پیمان، اعتبارِ خود را از دست می‌دهد و مسلمانان، نه تنها از هرگونه تعهدی نسبت به پیمان‌شکنان آزاد می‌شوند، بلکه وظیفهٔ الهیِ مقابله با آنان را نیز پیدا می‌کنند. این همان اصلِ هوشمندانه‌ای است که در سیرهٔ آقای شهید ایران نیز به‌خوبی دیده می‌شود؛ ایشان هم بر پایبندی به پیمان‌ها با پیمان‌دارانِ صادق تأکید داشتند و هم در برابرِ پیمان‌شکنانِ متجاوز، با صلابت و قاطعیت ایستادگی می‌کردند.
 
🔹 وفای به پیمان؛ نشانهٔ تقوا
خداوند در پایانِ آیه می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ» (3) یعنی خداوند، پرهیزکاران را دوست دارد.این بخش از آیه، یک پیامِ کلیدی و عمیق دارد: وفای به پیمان، نه فقط یک وظیفهٔ اخلاقی، بلکه نشانهٔ تقواست. کسی که به عهدِ خود با دیگران، حتی با مشرکان، وفادار می‌ماند، در حقیقت، تقوای خود را به نمایش گذاشته است.
 
از سوی دیگر، کسی که با پیمان‌شکنان، مدارا کند و با آنان به همان شیوهٔ پیشین رفتار نماید، در حقیقت، به تقوا خیانت کرده است؛ چراکه تقوا، هم در وفای به پیمان با پیمان‌دارانِ صادق و هم در مقابله با پیمان‌شکنانِ متجاوز، معنا پیدا می‌کند. ازاین‌رو، مقابله با پیمان‌شکنان، نه تنها خلافِ تقوا نیست، بلکه عینِ تقواست.
 
در تفسیر نور، این جمله به عنوانِ پیامی کلیدی مطرح شده است که وفا به پیمان، نشانهٔ تقواست. پس کسی که با دشمنِ پیمان‌شکن، مدارا کند و با او به همان شیوهٔ پیشین رفتار نماید، نه تنها پرهیزکار نیست، بلکه به تقوا خیانت کرده است؛ چراکه تقوا، هم در وفای به پیمان با پیمان‌داران صادق و هم در مقابله با پیمان‌شکنان متجاوز، معنا پیدا می‌کند.
 
🔹 وفای به عهد با خدا؛ شرطِ وفایِ الهی
خداوند در آیهٔ ۴۰ سورهٔ بقره می‌فرماید: «یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیَّایَ فَارْهَبُونِ» (۴) یعنی وفای انسان به عهدِ خود با خداوند، شرطِ وفایِ خداوند به عهدِ خود با اوست.
 
توضیح تکمیلی: این آیه، یک اصلِ مهمِ الهی را به تصویر می‌کشد: وفایِ بنده به عهدِ خود با خداوند، زمینه‌سازِ وفایِ خداوند به عهدِ خود با بنده است.
 
 به عبارت دیگر، هر کس که به پیمانِ خود با خداوند پایبند باشد، خداوند نیز به پیمانِ خود با او وفا خواهد کرد و نعمت‌ها، رحمت و حمایتِ خود را از او دریغ نخواهد داشت.
 
این آیه، علاوه بر جنبهٔ تاریخیِ خطاب به بنی‌اسرائیل، یک درسِ همیشگی برای همهٔ مؤمنان است: تعهد، دوطرفه است. همان‌گونه که خداوند از ما وفاداری می‌خواهد، خود نیز به وعده‌هایش وفادار است.
 
 ازاین‌رو، وفای به عهد با خدا، نه فقط یک وظیفهٔ اخلاقی، بلکه یک اصلِ راهبردی برای جلبِ رحمت و نصرتِ الهی است. آقای شهید ایران نیز با تأسی به همین اصل، همواره بر پایبندی به عهدِ الهی و وفاداری به پیمان‌هایِ خود با خداوند و مردم تأکید داشتند و همین وفاداری، رمزِ توفیقاتِ بزرگِ ایشان در طولِ سال‌های رهبری بود.
 
🔹 از اوصافِ اولواالالباب (خردمندان)
خداوند در آیات ۱۹ و ۲۰ سورهٔ رعد، وفای به عهد را از ویژگی‌هایِ خردمندانِ واقعی برمی‌شمارد: «إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ • الَّذِینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمِیثاقَ» (۵) پس وفای به عهد با خدا، نشانهٔ خردمندی و عقلِ سلیم است.
 
توضیح تکمیلی: خداوند در این آیات، وفای به عهد را از ویژگی‌هایِ اولواالالباب (خردمندانِ واقعی) برمی‌شمارد. این بدان معناست که پایبندی به پیمانِ الهی، نه یک عملِ احساسی، بلکه نشانهٔ عقلانیت، تدبیر و درکِ عمیقِ انسانی است.
کسی که به عهدِ خود با خداوند وفادار می‌ماند، در حقیقت، به عقلِ خود و به ارزش‌هایِ پایدارِ انسانی، اعتبار بخشیده است. از سوی دیگر، خداوند، نقضِ پیمان را با «بی‌خردی» و «غفلت» در ارتباط می‌داند. ازاین‌رو، وفای به عهد، یک نشانهٔ روشن از خردمندی است و نقضِ آن، نشان از بی‌خردی و نابخردی.
 
 آقای شهید ایران، با تمامِ وجود، به این اصلِ قرآنی پایبند بودند؛ ایشان در سیاستِ داخلی و خارجی، بر پایبندی به پیمان‌ها و عهدها تأکید می‌کردند و این پایبندی را از نشانه‌هایِ خردمندیِ یک ملت می‌دانستند.
 
🔹 مذمّتِ شدیدِ نقضِ عهد با خدا
خداوند در آیهٔ ۲۵ سورهٔ رعد، کسانی را که عهدِ الهی را پس از محکم کردنِ آن می‌شکنند، به شدّت نکوهش کرده و می‌فرماید: «وَ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ» (۶)
 
این آیه نشان می‌دهد که نقضِ عهد با خدا، یکی از بزرگ‌ترین گناهان و عاملِ دوری از رحمتِ الهی و مجازاتِ شدیدِ اخروی است.
 
این آیه، تصویری روشن از سرنوشتِ پیمان‌شکنان ترسیم می‌کند. خداوند در این فرمان، کسانی را که عهدِ الهی را پس از محکم کردنِ آن می‌شکنند، نه تنها از رحمتِ خود دور می‌کند، بلکه آنان را با لعنت و مجازاتِ شدیدِ اخروی تهدید می‌نماید.
 
 این آیه، نشان می‌دهد که نقضِ عهد با خدا، یکی از بزرگ‌ترین گناهان است و عواقبِ وخیمی به همراه دارد. این نکته، در موردِ پیمان‌شکنیِ انسان‌ها با یکدیگر نیز صدق می‌کند.
 
کسی که به تعهدِ خود با دیگران خیانت کند، در حقیقت، به عهدِ الهی نیز خیانت کرده است؛ زیرا خداوند، وفای به عهد را به عنوانِ یک اصلِ الهی و اخلاقی، بر همهٔ مسلمانان واجب کرده است.
 
 ازاین‌رو، پیمان‌شکنی در روابطِ انسانی، نه فقط یک خیانتِ اخلاقی، بلکه یک گناهِ بزرگِ الهی محسوب می‌شود. آقای شهید ایران، با تأسی به این آیه، همواره بر ضرورتِ مقابله با پیمان‌شکنان تأکید داشتند و اجازه نمی‌دادند که خیانتِ دشمنان، به امنیتِ امت آسیب بزند.
 
🔹 نکاتی در مورد وفاداری و تعهد به پیمان
۱. وفاداری به پیمان، تا زمانی که طرف مقابل پایبند باشد، یک وظیفهٔ الهی است، حتی اگر طرف مقابل، مشرک باشد.
 
۲. نقضِ پیمان توسط طرف مقابل، پایانِ تعهدِ مسلمانان است؛ زیرا خداوند، پیمان‌شکنی و یاریِ دشمن را ناقضِ عهد معرفی کرده است.
 
۳. مقابله با پیمان‌شکنان، نه تنها خلافِ تقوا نیست، بلکه عینِ تقواست؛ زیرا خداوند، پرهیزکارانی را دوست دارد که در برابرِ پیمان‌شکنانِ متجاوز، با صلابت و هوشمندی برخورد کنند و اجازه ندهند که پیمانِ یک‌سویه، به امنیتِ امت آسیب بزند.
 
۴. امروز، با توجه به اعترافِ رسمیِ آمریکا به نقضِ آتش‌بس و نقضِ مکررِ آن توسط رژیمِ صهیونیستی، پیمان‌های موجود، فاقدِ اعتبار شده و وظیفهٔ الهی، مقابلهٔ هوشمندانه و قاطع با این پیمان‌شکنان است.
 
۵. تعهد در برابرِ دشمن، تا زمانی معتبر است که دشمن نیز به تعهدِ خود وفادار باشد؛ اما به محضِ نقضِ پیمان و یاریِ دشمن، این تعهد، پایان می‌یابد. آقای شهید ایران نیز با تمسک به همین اصلِ قرآنی، همیشه بر وفاداری به پیمان‌ها تأکید داشتند، اما هرگز اجازه ندادند که تعهدِ یک‌سویه، کشور را در برابرِ دشمنِ متجاوز، بی‌پناه کند
 

بخش دوم: بررسی تطبیقی در تفاسیر معتبر و پیشینهٔ تاریخی

🔸 استثنای متصل؛ اعلام برائت مشروط
مفسران بزرگ، مانند قرطبی، این استثنا را «متصل» دانسته‌اند، به این معنا که اعلام برائت و مبارزه با مشرکان، شامل آن دسته از مشرکانی نمی‌شود که به پیمان خود با مسلمانان وفادار مانده‌اند.
 
بنابراین، آیه به روشنی بیان می‌دارد که برائت از مشرکان، یک حکمِ عمومی و بدون استثنا نیست؛ بلکه مشرکانی که به تعهدات خود پایبندند، از این حکم خارج هستند و پیمانشان محترم است.
 
این نکته، اهمیتِ فراوانی در فهمِ درستِ آیه دارد. بسیاری ممکن است تصور کنند که سورهٔ توبه، به دلیل شدتِ لحن خود در برائت از مشرکان، هرگونه پیمان با آنان را باطل می‌کند.
 
اما این استثنا، نشان می‌دهد که اسلام، حتی در سخت‌ترین شرایط، به پیمان‌هایی که طرفِ مقابل به آن پایبند است، احترام می‌گذارد و مسلمانان را به وفاداری به آن پیمان‌ها فرمان می‌دهد. این، همان اصلِ «وفای به عهد» است که در اسلام، به عنوان یک اصلِ اخلاقی و الهی، حتی با مشرکان نیز رعایت می‌شود.
 
🔸 دو شرط اساسی برای بقای پیمان
آیه، دو شرطِ روشن و اساسی را برای تداومِ پیمان با مشرکان تعیین می‌کند:
شرط اول: «ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکُمْ شَیْئًا»یعنی مشرکان نباید هیچ‌گونه کاستی یا خیانتی در اجرای تعهداتِ پیمان مرتکب شوند. آنان باید به تمامِ مفادِ پیمان، وفادار بمانند و از هرگونه نقضِ عهد، خودداری کنند.
 
شرط دوم: «وَلَمْ یُظَاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَدًا»یعنی نباید هیچ دشمنی را بر ضدِ مسلمانان یاری رسانند. این شرط، نشان می‌دهد که یاریِ دشمن، یکی از مصادیقِ بارزِ نقضِ پیمان است و به محضِ تحقق آن، پیمان، اعتبارِ خود را از دست می‌دهد.
 
این دو شرط، در حقیقت، دو معیارِ عملی برای سنجشِ وفاداریِ طرفِ مقابل هستند. تا زمانی که مشرکان، به تعهداتِ خود عمل می‌کنند و از یاریِ دشمنانِ مسلمانان دست می‌کشند، پیمان، معتبر و پابرجاست. اما اگر یکی از این دو شرط، نقض شود، مسلمانان از هرگونه تعهدی نسبت به آنان آزاد می‌شوند.
 
این حکم، نشان می‌دهد که اسلام، در عینِ تأکید بر وفاداری به پیمان، به مسلمانان اجازه می‌دهد که در برابرِ پیمان‌شکنانِ متجاوز، با قاطعیت ایستادگی کنند و اجازه ندهند که خیانتِ آنان، به امنیتِ امت آسیب بزند.
 
🔸 وجوب وفای کامل به پیمان
در صورت تحققِ این دو شرط، مسلمانان موظفند که پیمان را تا پایانِ مدتِ مقرر، به طورِ کامل اجرا کنند، هر چند این مدت، طولانی باشد. آیه می‌فرماید: «فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَىٰ مُدَّتِهِمْ» یعنی پیمانشان را تا پایانِ مدتشان وفادار باشید. (۷)
 
این بخش از آیه، تأکید می‌کند که وفاداری به پیمان، مشروط به مدتِ آن است و مسلمانان نمی‌توانند به بهانه‌های مختلف، پیمان را پیش از موعد، نقض کنند.
 
حتی اگر طرفِ مقابل، مشرک باشد، تا زمانی که به تعهداتِ خود پایبند است، مسلمانان موظفند که به پیمانِ خود، تا پایانِ مدتِ آن، وفادار بمانند. این حکم، نشان‌دهندهٔ اهمیتِ فراوانِ «وفای به عهد» در اسلام است و اینکه مسلمانان، حتی در سخت‌ترین شرایط، نباید به پیمان‌های خود خیانت کنند.
 
🔸 پاداش الهی برای وفاداران
خداوند در پایانِ آیه می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ» یعنی خداوند، پرهیزکاران را دوست دارد. این جمله، نشان می‌دهد که وفاداری به پیمان، نشانهٔ تقواست و خداوند، کسانی را که پرهیزگاری و وفاداری را پیشه می‌کنند، دوست دارد. (8)
 
توضیح تکمیلی: این بخش از آیه، یک پیامِ امیدبخش و تشویقی برای مؤمنان است. خداوند، به کسانی که به پیمان‌های خود وفادار می‌مانند و از پیمان‌شکنی دوری می‌کنند، وعدهٔ محبت و رحمتِ خود را داده است.
 
 از سوی دیگر، این آیه، به روشنی نشان می‌دهد که وفای به عهد، نه فقط یک وظیفهٔ اخلاقی، بلکه یک اصلِ الهی است که پاداشِ بزرگِ الهی را به همراه دارد. کسی که به پیمانِ خود با دیگران، حتی با مشرکان، وفادار می‌ماند، در حقیقت، به تقوا و پرهیزگاری رسیده است و خداوند، چنین افرادی را دوست دارد.
 
🔹 استناد به تفاسیر معتبر
🔸 تفسیر الوسیط
این تفسیر، آیهٔ ۴ سورهٔ توبه را استثنایی از مشرکانی می‌داند که به سببِ نقضِ پیمان، برائت از آنان اعلام شده است. اما تأکید می‌کند که کسانی که پیمان را نشکستند و با دشمنانِ مسلمانان، شراکت نکردند، باید به عهدِ خود وفادار بمانند. (۹)
 
🔸 تفسیر ابن‌کثیر
ابن‌کثیر، تأکید می‌کند که پیمان‌های موجود، تا پایانِ مدتِ خود، معتبر باقی می‌مانند، مشروط بر اینکه طرفِ مقابل، از شکستنِ تعهدات و کمک به دشمنانِ مسلمانان، خودداری کند. (۱۰)
 
🔸 تفسیر طبری
طبری، به صراحت بیان می‌دارد که اگر مشرکان، پیمان را نقض کنند یا به دشمنی کمک رسانند، دیگر هیچ پیمانی با آنان معتبر نیست. (۱۱)
 
🔸 علامه طباطبایی در المیزان
علامه طباطبایی در المیزان، می‌فرماید که حکم به بطلانِ پیمان با گروهی از مشرکان، به خاطرِ نقضِ پیمان از سویِ بیشترِ آنان بوده است و نسبت به کسانی که بر پیمان باقی ماندند، اطمینان وجود داشت. (۱۲)
 
🔹 پیشینهٔ تاریخی: نقض پیمان مشرکان
آیات ابتدایی سورهٔ توبه، در سالِ نهمِ هجری نازل شد، زمانی که مشرکانِ مکه، بارها پیمان‌های خود با پیامبر(ص) را نقض کرده بودند. مورخان و مفسران گزارش کرده‌اند که نقضِ پیمان، ابتدا از سویِ خودِ مشرکان صورت گرفته بود و به همین دلیل، خداوند دستور به اعلام برائت داد. (۱۳)
 
بر اساس منابع تاریخی، مشرکان به سه دسته تقسیم می‌شدند:
۱. کسانی که پیمان بسته و آن را شکستند
این دسته، مشرکانی بودند که با پیامبر(ص) پیمان بسته بودند، اما به تعهداتِ خود خیانت کردند و پیمان را نقض نمودند. برائت از این دسته، در ابتدای سورهٔ توبه اعلام شده است.
 
۲. کسانی که پیمان داشتند و به آن وفا کردند
این دسته، مشرکانی بودند که به پیمانِ خود با مسلمانان، وفادار ماندند و از یاریِ دشمنانِ آنان، خودداری کردند. آیهٔ ۴، دقیقاً به این دسته اشاره دارد و تأکید می‌کند که با وجودِ اعلامِ برائت از مشرکانِ پیمان‌شکن، باید به پیمان‌های این دسته، تا پایانِ مدتِ مقرر، وفادار ماند.
 
۳. کسانی که هیچ پیمانی نداشتند
این دسته، مشرکانی بودند که هیچ پیمانی با مسلمانان نداشتند و مشمولِ حکمِ برائت قرار می‌گرفتند. (۱۳)
 
🔸 نکات تعهدی مهم برای مخاطب
۱. تعهد به پیمان، تا زمانی که طرف مقابل پایبند باشد، یک وظیفهٔ الهی است و هیچ‌کس نمی‌تواند به بهانهٔ اختلافات، از آن شانه خالی کند.
 
۲. یاریِ دشمن، بزرگ‌ترین نشانهٔ نقضِ پیمان است و به محضِ تحقق آن، پیمان، اعتبارِ خود را از دست می‌دهد.
 
۳. وفای به عهد، نشانهٔ تقوا و خردمندی است و خداوند، پیمان‌دارانِ وفادار را دوست دارد.
 
۴. پیمان‌شکنی، نه تنها یک خیانتِ اخلاقی، بلکه یک گناهِ بزرگِ الهی است که عواقبِ وخیمِ دنیوی و اخروی به همراه دارد.
 
بخش سوم: ارتباط با شرایط جنگی کنونی (آمریکا، ایران و رژیم صهیونیستی)
🔹 واقعیت نقض آتش‌بس توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی
طبق گزارش‌های رسمی و غیررسمی از سکوهای متفاوت داخلی و خارجی، در سال ۲۰۲۶ میلادی (۱۴۰۵ شمسی)، آمریکا و رژیم صهیونیستی بارها آتش‌بس با ایران را نقض کرده‌اند:
 
سخنگوی فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) به نقض آتش‌بس با ایران از طریق حمله به اهدافی در جنوب ایران اعتراف کرد.
 
مقامات آمریکایی تأیید کردند که این کشور بار دیگر در ادامه‌ی نقض آتش‌بس، حملاتی به جنوب ایران انجام داده است.رژیم صهیونیستی نیز با نقض آشکار آتش‌بس در جنوب لبنان، به حریم هوایی و خاک این کشور تجاوز کرده و موجب شهادت و زخمی شدن هزاران نفر شده است.
 
 ایران تنگه‌ی هرمز را به دلیل «نقض آشکار عهد» از سوی آمریکا و «نقض‌های مکرر آتش‌بس» از سوی رژیم صهیونیستی بسته است.
 
🔹 تطبیق با آیه ۴ سوره توبه
بر اساس آیه‌ی مورد بحث، تا زمانی که طرف مقابل به تعهدات خود وفادار بماند و دست به نقض پیمان یا یاری دشمن نزند، مسلمانان موظف به وفای به عهد هستند. اما به محض اینکه طرف مقابل:
 
۱. نقص‌کردن پیمان («ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکُمْ شَیْئًا») - که حملات نظامی و نقض آتش‌بس مصداق بارز آن است. (۱۴)
 
۲. یاری رساندن به دشمن («وَلَمْ یُظَاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَدًا») - که حمایت نظامی و اطلاعاتی از متجاوزان علیه ایران مصداق آن است. (۱5)...دیگر هیچ پیمانی با چنین طرفی معتبر نیست.
 
با توجه به اعتراف رسمی آمریکا به نقض آتش‌بس و حمایت همه‌جانبه‌ی این کشور از تجاوزات رژیم صهیونیستی، و همچنین نقض‌های مکرر این رژیم در جنوب لبنان، هر دو شرطِ «نقص‌کردن پیمان» و «یاری نرساندن به دشمن» به روشنی نقض شده است.
 
 بر اساس آیهٔ ۴ سورهٔ توبه، در چنین شرایطی، پیمان‌های موجود فاقد اعتبار است و مسلمانان از هرگونه تعهدی نسبت به پیمان‌شکنان آزاد می‌شوند. خداوند در پایانِ آیه می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ» (۱6) و این پرهیزگاری، هم در وفای به پیمان با پیمان‌داران صادق و هم در مقابله با پیمان‌شکنان متجاوز، معنا پیدا می‌کند.
 
🔹 نکاتی در مورد وفاداری و تعهد به پیمان
۱. وفاداری به پیمان، تا زمانی که طرف مقابل پایبند باشد، یک وظیفهٔ الهی است، اما به محض نقضِ آشکارِ پیمان توسط طرف مقابل، مسلمانان از هرگونه تعهدی نسبت به پیمان‌شکنان آزاد می‌شوند.
 
۲. نقضِ پیمان توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی، شامل حملات نظامی، نقض آتش‌بس و حمایت از متجاوزان علیه ایران، به روشنی مصداقِ «نقص‌کردن پیمان» و «یاری رساندن به دشمن» است و پیمان‌های موجود را فاقدِ اعتبار می‌کند.
 
۳. مقابله با پیمان‌شکنان، نه تنها خلافِ تقوا نیست، بلکه عینِ تقواست؛ زیرا خداوند، پرهیزکارانی را دوست دارد که در برابرِ پیمان‌شکنانِ متجاوز، با صلابت و هوشمندی برخورد کنند و اجازه ندهند که پیمانِ یک‌سویه، به امنیتِ امت آسیب بزند.
 
۴. امروز، با توجه به اعترافِ رسمیِ آمریکا به نقضِ آتش‌بس و نقضِ مکررِ آن توسط رژیمِ صهیونیستی، پیمان‌های موجود، فاقدِ اعتبار شده و وظیفهٔ الهی، مقابلهٔ هوشمندانه و قاطع با این پیمان‌شکنان است.
 
۵. تعهد در برابرِ دشمن، تا زمانی معتبر است که دشمن نیز به تعهدِ خود وفادار باشد؛ اما به محضِ نقضِ پیمان و یاریِ دشمن، این تعهد، پایان می‌یابد. آقای شهید ایران نیز با تمسک به همین اصلِ قرآنی، همیشه بر وفاداری به پیمان‌ها تأکید داشتند، اما هرگز اجازه ندادند که تعهدِ یک‌سویه، کشور را در برابرِ دشمنِ متجاوز، بی‌پناه کند.
 

بخش چهارم: پیوند با آیه «قاتلوا أئمة الکفر إنهم لا أیمان لهم»

🔹 آیه ۱۲ سوره توبه و پیام آن
خداوند در آیه ۱۲ سوره توبه می‌فرماید:«وَإِن نَّکَثُوا أَیْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ ۙ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنتَهُونَ» (۱7) «و اگر سوگندهای خود را پس از پیمانشان شکستند و در دین شما طعن زدند، پس با پیشوایان کفر بجنگید؛ زیرا آنها را هیچ پیمانی نیست، باشد که [از این کار] دست بردارند.»
 
این آیه، حکم قاطع الهی را در مواجهه با پیمان‌شکنانی که دست به نقض عهد و طعن در دین می‌زنند، بیان می‌کند. «نکث» به معنای شکستن و نقض کردن است و «أیمان» جمع «یمین» به معنای سوگند و پیمان مؤکد است.
 
خداوند در این آیه، مسلمانان را به مبارزه با «أئمه الکفر» (پیشوایان و سران کفر) فرمان می‌دهد، نه هر کافری، بلکه کسانی که پیش‌قدم در نقض عهد و دشمنی با مسلمانان هستند و پیمان برای آنان اعتباری ندارد.
 
 این حکم، پاسخی قاطع به کسانی است که پیمان‌شکنی را به عنوان یک تاکتیک در روابط بین‌الملل به کار می‌گیرند و تصور می‌کنند که با نقض مکرر تعهدات، همچنان می‌توانند از حمایت‌های دیپلماتیک و امنیتی برخوردار باشند.
 
آیه به صراحت اعلام می‌کند که کسانی که «لا أیمان لهم» (هیچ پیمانی برایشان معتبر نیست)، شایستهٔ هیچ گونه مدارا و مماشاتی نیستند و تنها زبانِ قاطع و مقابلهٔ هوشمندانه، آنان را از ادامهٔ تجاوز بازمی‌دارد.
 
🔹 تطبیق با شرایط کنونی
با توجه به آنچه در بخش سوم دربارهٔ نقض آشکار آتش‌بس توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی بیان شد، مصادیق این آیه در شرایط امروز به روشنی قابل مشاهده است:
 
🔸 نکث (شکستن پیمان):
آمریکا و رژیم صهیونیستی با حملات مکرر به ایران و لبنان، آشکارا پیمان آتش‌بس را شکسته‌اند. اعتراف رسمی سخنگوی سنتکام به نقض آتش‌بس، خود گواهی بر این حقیقت است که طرف مقابل، پیمان را نه به عنوان یک تعهد، بلکه به عنوان ابزاری برای فریب و کسب زمان برای حملات بعدی به کار گرفته است.
 
🔸 طعن در دین:
رفتار خصمانه و تحریم‌های مستمر علیه جمهوری اسلامی ایران، نوعی طعن در نظام دینی و ارزش‌های اسلامی محسوب می‌شود. تحریم‌هایی که با هدف تضعیف بنیان‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعیِ نظام اسلامی اعمال می‌شوند، نه تنها نقضِ عهد، بلکه اقدامی در جهتِ طعن و بی‌اعتبارسازیِ دین و ارزش‌های الهی است.
 
🔸 أئمه الکفر (پیشوایان کفر):
مفسران «أئمه الکفر» را به رؤسا و سران کفر و پیمان‌شکنان تفسیر کرده‌اند که پیش‌قدم در نقض عهد و دشمنی هستند؛ کسانی که «لا أیمان لهم» - هیچ پیمانی برایشان معتبر نیست. در شرایط کنونی، مقامات ارشد آمریکایی و رهبران رژیم صهیونیستی که مستقیماً مسئولیت نقض آتش‌بس و حمایت از تجاوزات را بر عهده دارند، مصداق بارز این آیه هستند.
 
🔹 نکاتی در مورد وفاداری و تعهد به پیمان
۱. نقض پیمان و طعن در دین، دو نشانهٔ روشن برای پایانِ تعهدِ مسلمانان است و خداوند در چنین شرایطی، دستور به مبارزه با پیشوایان کفر داده است.
 
۲. کسانی که «لا أیمان لهم» هستند، هیچ پیمانی برایشان معتبر نیست و نمی‌توان به تعهداتِ آنان اعتماد کرد؛ چراکه پیمان‌شکنی، به عنوان یک روشِ استراتژیک در روابطِ آنان با مسلمانان نهادینه شده است.
 
۳. مقابله با پیمان‌شکنانِ متجاوز، نه تنها یک حق، بلکه یک وظیفهٔ الهی است که در آیهٔ «قاتلوا أئمة الکفر» به آن تصریح شده است.
 
۴. امروز، با توجه به نکثِ آشکارِ آمریکا و رژیم صهیونیستی، و طعن آنان در دین اسلام و نظامِ جمهوری اسلامی، پیمان‌های موجود فاقدِ اعتبار است و وظیفهٔ الهی، مقابلهٔ هوشمندانه و قاطع با این «أئمه الکفر» است.
 
۵. خداوند در پایانِ آیهٔ ۴ سورهٔ توبه می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ» (۱8)؛ پرهیزگارانی که هم در وفای به عهد با پیمان‌داران صادق، و هم در مقابله با پیمان‌شکنان متجاوز، مسیر الهی را پیش می‌گیرند و در هر دو میدان، تکلیفِ خود را به درستی انجام می‌دهند.
 
بخش پنجم: اهمیت وفای به عهد با خدا
🔹 از اوصاف اولواالالباب
خداوند در آیات ۱۹ و ۲۰ سوره رعد، وفای به عهد را از ویژگی‌های خردمندانِ واقعی برمی‌شمارد:
«إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ • الَّذِینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمِیثاقَ» (۱۹)«تنها خردمندان متذکّر می‌شوند. همان کسانی که به عهد الهی وفا می‌کنند و پیمان را نمی‌شکنند.»
 
خداوند در این آیات، وفای به عهد را از ویژگی‌هایِ اولواالالباب (خردمندانِ واقعی) برمی‌شمارد. این بدان معناست که پایبندی به پیمانِ الهی، نه یک عملِ احساسی، بلکه نشانهٔ عقلانیت، تدبیر و درکِ عمیقِ انسانی است.
 
 کسی که به عهدِ خود با خداوند وفادار می‌ماند، در حقیقت، به عقلِ خود و به ارزش‌هایِ پایدارِ انسانی، اعتبار بخشیده است. از سوی دیگر، خداوند، نقضِ پیمان را با «بی‌خردی» و «غفلت» در ارتباط می‌داند.
 
ازاین‌رو، وفای به عهد، یک نشانهٔ روشن از خردمندی است و نقضِ آن، نشان از بی‌خردی و نابخردی. آقای شهید ایران، با تمامِ وجود، به این اصلِ قرآنی پایبند بودند؛ ایشان در سیاستِ داخلی و خارجی، بر پایبندی به پیمان‌ها و عهدها تأکید می‌کردند و این پایبندی را از نشانه‌هایِ خردمندیِ یک ملت می‌دانستند.
 
🔹 مذمّتِ شدیدِ نقضِ عهد با خدا
خداوند در آیهٔ ۲۵ سورهٔ رعد، کسانی را که عهدِ الهی را پس از محکم کردنِ آن می‌شکنند، به شدّت نکوهش کرده و می‌فرماید: «وَ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ» (۲۰)
 
«و کسانی که عهد الهی را پس از محکم کردن آن می‌شکنند، و پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده قطع می‌کنند، و در روی زمین فساد می‌نمایند، برای آنهاست لعنت (و دوری از رحمت الهی)؛ و مجازات سرای آخرت!»
 
این آیه، تصویری روشن از سرنوشتِ پیمان‌شکنان ترسیم می‌کند. خداوند در این فرمان، کسانی را که عهدِ الهی را پس از محکم کردنِ آن می‌شکنند، نه تنها از رحمتِ خود دور می‌کند، بلکه آنان را با لعنت و مجازاتِ شدیدِ اخروی تهدید می‌نماید.
 
 این آیه، نشان می‌دهد که نقضِ عهد با خدا، یکی از بزرگ‌ترین گناهان است و عواقبِ وخیمی به همراه دارد. این نکته، در موردِ پیمان‌شکنیِ انسان‌ها با یکدیگر نیز صدق می‌کند.
 
 کسی که به تعهدِ خود با دیگران خیانت کند، در حقیقت، به عهدِ الهی نیز خیانت کرده است؛ زیرا خداوند، وفای به عهد را به عنوانِ یک اصلِ الهی و اخلاقی، بر همهٔ مسلمانان واجب کرده است. ازاین‌رو، پیمان‌شکنی در روابطِ انسانی، نه فقط یک خیانتِ اخلاقی، بلکه یک گناهِ بزرگِ الهی محسوب می‌شود.
 
 آقای شهید ایران، با تأسی به این آیه، همواره بر ضرورتِ مقابله با پیمان‌شکنان تأکید داشتند و اجازه نمی‌دادند که خیانتِ دشمنان، به امنیتِ امت آسیب بزند.
 
🔹 نکاتی در مورد وفاداری و تعهد به پیمان
۱. وفای به عهد با خدا، نشانهٔ خردمندی و از اوصاف اولواالالباب است و کسانی که به این صفت آراسته‌اند، اهلِ تفکر و تدبیرند.
 
۲. نقضِ عهد با خدا، نه تنها یک گناهِ بزرگ، بلکه عاملِ دوری از رحمتِ الهی، لعنت و مجازاتِ شدیدِ اخروی است.
 
۳. پیمان‌شکنی در روابطِ انسانی، در حقیقت، نقضِ عهدِ الهی محسوب می‌شود؛ زیرا خداوند، وفای به عهد را به عنوانِ یک اصلِ الهی و اخلاقی، بر همهٔ مسلمانان واجب کرده است.
 
۴. تقوا، هم در وفای به پیمان با پیمان‌داران صادق و هم در مقابله با پیمان‌شکنان متجاوز، معنا پیدا می‌کند.
 
۵. آقای شهید ایران، با تأسی به این آیات، همواره بر پایبندی به پیمان‌ها تأکید داشتند، اما هرگز اجازه ندادند که تعهدِ یک‌سویه، کشور را در برابرِ دشمنِ متجاوز، بی‌پناه کند.
 
🔹 از اوصاف مؤمنان
خداوند در سوره مؤمنون، وفای به عهد را از اوصاف مؤمنانِ رستگار برمی‌شمارد:«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ • وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ» (۲۱)«به یقین مؤمنان رستگار شدند. و آنها که امانتها و عهد خود را رعایت مى‌کنند.»
 
این آیه، وفای به عهد را در کنار رعایت امانت، به عنوان یکی از نشانه‌های رستگاری مؤمنان معرفی می‌کند. خداوند در ابتدای سوره مؤمنون، پس از برشمردن صفاتی مانند خشوع در نماز، رویگردانی از لغو، پرداخت زکات و حفظ عفت، بلافاصله وفای به عهد و امانت را به عنوان دو صفتِ جدایی‌ناپذیر از مؤمنانِ واقعی ذکر می‌کند.
 
 این نشان می‌دهد که رستگاریِ اخروی، تنها به عباداتِ فردی محدود نمی‌شود، بلکه پایبندی به تعهداتِ اجتماعی و پیمان‌ها نیز در آن نقشِ اساسی دارد.
 
🔹 مصداق وفای به عهد با خدا
وفادارى در بیعت با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، مصداق وفاى به عهد با خدا معرفی شده است:«إِنَّ الَّذِینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلى‌ نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى‌ بِما عاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً» (۲۲)
 
ترجمه: «به یقین کسانى که با تو بیعت مى‌کنند در حقیقت تنها با خدا بیعت مى‌نمایند؛ دست خدا بالای دست آنان است. پس هر کس پیمان‌شکنى کند، تنها به زیان خود پیمان‌شکنى کرده است؛ و آن کس که نسبت به عهدى که با خدا بسته وفا کند، خداوند به زودى پاداشى بزرگ به او خواهد داد.»
 
توضیح تکمیلی: این آیه، بیعت با پیامبر(ص) را بیعت با خداوند معرفی می‌کند و نشان می‌دهد که وفاداری به رهبریِ الهی و پیمانِ با اولیای خدا، در حقیقت، وفای به عهد با خداست.
 
 از سوی دیگر، آیه به روشنی بیان می‌دارد که نقضِ این پیمان، خیانتی به خداوند و زیانی برای خودِ انسان است و وفاداری به آن، پاداشی بزرگ به همراه دارد. این اصل، در موردِ وفاداری به رهبریِ الهی در هر عصر و زمانی صادق است.
 
🔹 وفاداری مؤمنان به عهد با خداخداوند در سوره احزاب، از وفاداریِ برخی مؤمنان بر سر عهد و پیمان خود با خداوند سخن می‌گوید:«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‌ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً» (۲۳)
 
«در میان مؤمنان مردانى هستند که بر سر عهدى که با خدا بستند صادقانه ایستاده‌اند؛ بعضى پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند) و بعضى دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییرى در عهد خود ندادند.»
 
این آیه، تصویری از مؤمنانِ راستین را ترسیم می‌کند که تا پای جان بر سرِ عهدِ خود با خداوند ایستاده‌اند. «نَحْب» به معنای مرگ و پایانِ عمر است و کسانی که «قضی نحبه» یعنی به شهادت رسیدند، در زمرهٔ وفادارترینِ مؤمنان محسوب می‌شوند.
 
این آیه، با اشاره به شهادتِ برخی از مؤمنان، نشان می‌دهد که وفای به عهد با خدا، گاهی تا بالاترین درجهٔ ایثار و جان‌فشانی پیش می‌رود و خداوند، چنین مؤمنانی را ستایش می‌کند.
 
🔹 ضرورت وفای به عهد با خدا
خداوند در آیات متعدد، بر ضرورت پایبندى به عهد و پیمان‌هاى خداوندى تأکید کرده است:
 
۱. پرهیز از پیمان‌شکنی:
«الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ» (۲۴)
ترجمه: «همان کسانى که پیمان خدا را، پس از محکم ساختن آن، مى‌شکنند و پیوندهایى را که خدا دستور به برقرارى آن داده قطع مى‌کنند و در زمین فساد مى‌نمایند، آنانند که زیانکارانند.»
 
۲. فرمان به وفای به عهد:
«وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیَّایَ فَارْهَبُونِ» (۲۵): «و به پیمان من وفا کنید تا من نیز به پیمان شما وفا کنم و در این راه تنها از من بترسید!»
 
۳. وفای به عهد؛ نشانهٔ تقوا:
«بَلى‌ مَنْ أَوْفى‌ بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى‌ فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ» (۲۶)«آرى، کسى که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگارى پیشه نماید، خدا او را دوست مى‌دارد؛ زیرا خداوند پرهیزگاران را دوست دارد.»
 
۴. عاقبتِ فروشندگانِ پیمان الهی:
«إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلًا أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ» (۲۷)
 
«کسانى که پیمان الهى و سوگندهاى خود را به نام مقدّس او به بهاى ناچیزى مى‌فروشند، بهره‌اى در آخرت نخواهند داشت؛ و خداوند با آنها سخن نمى‌گوید و به آنان در قیامت نگاه رحمت نمى‌کند و آنها را پاک نمى‌سازد؛ و عذاب دردناکى براى آنهاست.»
 
۵. وفای به عهد؛ از اوصاف اولواالالباب:
«الَّذِینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمِیثاقَ» (۲۸)«همان کسانى که به عهد الهى وفا مى‌کنند و پیمان را نمى‌شکنند.»این آیات، به روشنی نشان می‌دهد که وفای به عهد با خدا، یک تکلیفِ الهیِ غیرقابل‌انکار است که در سراسر قرآن کریم بر آن تأکید شده است.
 
 خداوند، پیمان‌شکنان را به شدت نکوهش کرده و آنان را از رحمتِ خود دور می‌کند و در مقابل، به وفادارانِ به عهد، وعدهٔ پاداشِ بزرگ و محبتِ خود را داده است. این آیات، به مسلمانان می‌آموزد که پیمان‌شکنی، نه تنها در روابطِ انسانی، بلکه در رابطهٔ انسان با خداوند نیز یک گناهِ بزرگ و عاملِ دوری از رحمتِ الهی است.
 
🔹 نکاتی در مورد وفاداری و تعهد به پیمان
۱. وفای به عهد، از اوصاف مؤمنانِ رستگار است و خداوند، رستگاریِ اخروی را برای کسانی که به امانت‌ها و پیمان‌های خود پایبندند، تضمین کرده است.
 
۲. بیعت با پیامبر(ص) و اولیای الهی، در حقیقت، بیعت با خداوند است و وفاداری به آن، پاداشی بزرگ و نقضِ آن، زیانی برای خودِ انسان به همراه دارد.
 
۳. مؤمنانِ راستین، تا پای جان بر سرِ عهدِ خود با خداوند ایستاده‌اند و خداوند، آنان را که در این راه به شهادت رسیده‌اند، ستایش می‌کند.
 
۴. خداوند در آیات متعدد، بر ضرورتِ وفای به عهد تأکید کرده و پیمان‌شکنان را به شدت نکوهش کرده است.
 
۵. کسانی که پیمانِ الهی را به بهای ناچیز می‌فروشند، از رحمتِ الهی دور شده و عذابی دردناک در انتظار آنان است.
 
۶. وفای به عهد، نشانهٔ تقواست و خداوند، پرهیزکارانی را که به پیمان‌های خود وفادارند، دوست دارد.
 

نتیجه‌گیری:

تعهد در برابر دشمن، تا زمانی اعتبار دارد که طرف مقابل به پیمان خود پایبند باشد؛ اما به محض نقض آشکار پیمان و یاری دشمن، مسلمانان از هرگونه تعهدی آزاد می‌شوند.
 
 قرآن کریم در آیهٔ ۴ سورهٔ توبه، دو شرطِ «لَمْ یَنْقُصُوکُمْ شَیْئًا» و «وَلَمْ یُظَاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَدًا» را به عنوان مرز تعهد ترسیم کرده و آیهٔ ۱۲ سورهٔ توبه، با فرمان «قاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ»، پایان تعهد در برابر پیمان‌شکنانِ متجاوز را اعلام می‌کند.
 
امروز، با توجه به اعتراف رسمی آمریکا به نقض آتش‌بس با ایران و نقض مکرر آن توسط رژیم صهیونیستی در لبنان، پیمان‌های موجود فاقد اعتبار است و وظیفهٔ الهی، مقابلهٔ هوشمندانه و قاطع با پیمان‌شکنان می‌باشد.
 
 آقای شهید ایران نیز با تمسک به همین اصلِ قرآنی، همواره بر وفاداری به پیمان‌ها با پیمان‌دارانِ صادق تأکید داشتند، اما هرگز اجازه ندادند که تعهدِ یک‌سویه، کشور را در برابرِ دشمنِ متجاوز بی‌پناه کند.
 
وفای به عهد با پیمان‌داران، عین تقوا و خردمندی است و مقابله با پیمان‌شکنان نیز عین تقوا و مسئولیتِ الهی. خداوند در پایانِ آیهٔ ۴ سورهٔ توبه می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ»؛ پرهیزگارانی که هم در وفای به عهد با پیمان‌دارانِ صادق و هم در مقابله با پیمان‌شکنانِ متجاوز، مسیر الهی را پیش می‌گیرند.
 

پانویس‌ها:

۱. سوره توبه، آیه ۴
۲. سوره توبه، آیه ۴
۳. سوره بقره، آیه ۴۰
۴. سوره بقره، آیه ۴۰
۵. سوره رعد، آیات ۱۹ و ۲۰
۶. سوره رعد، آیه ۲۵
۷. سوره توبه، آیه ۴
۸. تفسیر قرطبی، ذیل آیه ۴ سوره توبه
۹. تفسیر الوسیط، ذیل آیه ۴ سوره توبه
۱۰. تفسیر ابن‌کثیر، ذیل آیه ۴ سوره توبه
۱۱. تفسیر طبری، ذیل آیه ۴ سوره توبه
۱۲. المیزان، علامه طباطبایی، جلد ۹، ذیل آیه ۴ سوره توبه
۱۳. تاریخ طبری، جلد ۳، ص ۲۱۰ / سیرهٔ ابن‌هشام، جلد ۴، ص ۱۷۰
۱۴. سوره توبه، آیه ۴
۱۵. ره توبه، آیه ۴
16. سوره توبه، آیه ۴
۱7. سوره توبه، آیه ۴
۱8. سوره توبه، آیه ۱۲
۱۹. سوره رعد، آیات ۱۹ و ۲۰
۲۰. سوره رعد، آیه ۲۵
۲۱. سوره مؤمنون، آیات ۱ و ۸
۲۲. سوره فتح، آیه ۱۰
۲۳. سوره احزاب، آیه ۲۳
۲۴. سوره بقره، آیه ۲۷
۲۵. سوره بقره، آیه ۴۰
۲۶. سوره آل‌عمران، آیه ۷۶
۲۷. سوره آل‌عمران، آیه ۷۷
۲۸. سوره رعد، آیه ۲۰
 
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط